آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
524
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
تصاوير معرق ( موزائيك ) ، كه بامر خسرو اول ساخته شده بود آراسته . ظاهرا اين صورتها را صنعتگران و استادان يونانى ، كه يوستى نيانوس قيصر روم بدرگاه خسرو فرستاده بود ، مىساختند « 1 » . از جمله اين نقشها تصاويرى بود ، كه محاصره انطاكيه و محارباتى را ، كه در حوالى اين شهر واقع شده بود ، نشان ميداد . تصوير خسرو را نيز ، در حالى كه از برابر سپاه ايران و بيزانس ميگذشت ، سوار بر اسب زرد رنگ ، و ملبس بجامه سبز ، رسم كرده بودند « 2 » . تخت سلطنتى را در آخر تالار مىنهادند و در پشت پرده آن را پنهان ميكردند . صاحبان درجات عاليه و اعيان و بزرگان بفاصلههاى مقرر از پرده مىايستادند « 3 » . بىشبهه حاجبى در آنجا نصب كرده بودند ، كه مقام بزرگان را از قرارگاه جماعت جدا كند . ناگاه پرده بكنار مىرفت و شاهنشاه بر روى تخت ظاهر مىشد ، كه بر بالشى زربفت تكيه داده و جامه زرتار پوشيده بود . تاج كه مرصع بزر و سيم و مرواريد و ياقوت و زمرد بود ، بوسيله زنجيرى از طلا بسقف آويخته بود . اين زنجير چنان نازك بود ، كه از دور ديده نمىشد . چون از مسافتى شخص نگاه مىكرد ، مىپنداشت كه واقعا تاج بر سر شاه قرار دارد ، در صورتى كه اين كلاه چنان سنگين بود ، كه هيچ سرى تاب نگاه داشتن آن را نداشت ؛ وزن آن را 5 / 91 كيلو تخمين زدهاند . در سقف تالار 150 روزنه بقطر دوازده تا پانزده سانتىمتر تعبيه كرده بودند ، كه نورى لطيف از آنها بدرون مىتافت و در اين روشنايى اسرارآميز منظره آن همه شكوه و جلال و تجمل ، اشخاصى را ، كه براى دفعه اول باينجا قدم نهاده بودند ، چنان مبهوت ميكرد ، كه
--> ( 1 ) - نئوفيلاكتوس ، كتاب 5 . بند 6 ، فقره 10 . ( 2 ) - زاره - هرتسفلد ، سفر باستانشناسى ، ج 2 ، ص 70 . ( 3 ) - ر ك ببعد .